احكام نفاس و باردارى

 

نفاس

پرسش 218 . خون نفاس چيست؟

«نفاس» از ماده «نفس» گرفته شده است. «نفس» چندين معنا دارد كه يكى از اين معانى، خون است.[179]

نفاس در اصطلاح به خونى گفته مى شود كه پس از زايمان، از زن خارج مى شود. زن را در اين هنگام «نفساء» مى گويند. آغاز خون نفاس از زمانى است كه اولين جزء بچه از شكم بيرون مى آيد. بنابر اين خونى كه پيش از آن ديده مى شود، خون نفاس محسوب نمى شود. حداقل آن يك لحظه و حداكثر ده روز است. زن پس از پاك شدن، بايد غسل نفاس به جا آورد.[180]

در بين برخى از عوام مشهور است كه مى گويند: زنى كه تازه زايمان كرده، بايد روز چهلم غسل (چله) انجام دهد؛ اين سخن هيچ ارزش و اعتبارى ندارد.

 

محرمات نفساء

پرسش 219 . چه كارهايى بر زن نفساء حرام است؟

همه مراجع: هر چيزى كه بر زن حائض حرام است، بر زن نفساء هم حرام است.[181]

تبصره . آيات عظام تبريزى، سيستانى و وحيد، بعضى از كارهايى را كه بر زن حائض حرام است، بنابر احتياط واجب حرام مى دانند (مانند تلاوت آيات سجده دار، توقف در مساجد و رفتن به مسجدالحرام و مسجد پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)  و گذاشتن چيزى در اين مكان ها).

 

مكروهات نفساء

پرسش 220 . چه كارهايى بر زن نفساء مكروه است؟

همه مراجع: هر چيزى كه بر زن حائض مكروه است، بر زن نفساء هم مكروه است.[182]

 

حداقل نفاس

پرسش 221 . حداقل و حداكثر خون نفاس چقدر است؟

همه مراجع: حداقل آن يك لحظه و حداكثر ده روز است.[183]

 

پرسش 222 . اگر زن بعد از زايمان يك يا دو روز خون ببيند و پاك شود، آيا بايد تا ده روز صبر كند و نمازش را ترك كند؟

همه مراجع (به جز سيستانى، صافى و مكارم): خير، بايد بعد از پاك شدن، غسل كند و نمازهاى خود را بخواند و اگر [قبل از گذشتن ده روز از ولادت] دوباره خون ببيند، چنانچه روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسط پاك بوده، با هم ده روز يا كمتر باشد تمام آن نفاس است.[184]

آيات عظام سيستانى و صافى: خير، بايد بعد از پاك شدن، غسل كند و نمازهاى خود را بخواند و اگر [قبل از گذشتن ده روز از ولادت] دوباره خون ببيند، چنانچه روزهايى كه خون ديده روى هم رفته ده روز يا كمتر از ده روز است، تمام آن نفاس است و بنا بر احتياط واجب روزهايى كه در وسط پاك بوده، احتياط كند؛ يعنى آنچه را بر نفساء حرام است ترك كند و عبادت هاى خود را بجا آورد.[185]

آيه اللّه  مكارم: و اگر [قبل از گذشتن ده روز از ولادت] دوباره خون ببيند چنانچه روزهايى كه خون ديده روى هم رفته ده روز يا كمتر از ده روز است تمام آن نفاس مى باشد و روزهايى كه در وسط پاك بوده عباداتش صحيح است.[186]

 

استمرار در نفاس

پرسش 223 . آيا خون نفاس نيز مانند خون حيض، بايد استمرار داشته باشد؟

همه مراجع: خير، هر مقدار تا ده روز خون ببيند، نفاس محسوب مى شود.  به عنوان مثال ممكن است تنها دو روز اول خون ببيند و ممكن است تنها روز پنجم خون ببيند و...[187].

 

خون پيش از زايمان

پرسش 224 . اگر زن بار دار نزديك  زايمان چند روز خون ببيند، تكليفش چيست؟ آيا خون نفاس محسوب مى شود؟

همه مراجع: اگر پيش از زايمان باشد، خون نفاس نيست بلكه بايد براساس شرايط و صفات، خون حيض يا استحاضه قرار دهد.[188]

 

نفاس زن دوقلوزا

پرسش 225 . خانم هايى كه دو قلو مى زايند، حكم خون نفاسشان چيست؟ به عنوان مثال يك هفته بعد از تولد بچه اول، بچه دوم بدنيا مى آيد؟

همه مراجع (به جز مكارم): بايد براى هر كدام نفاس جداگانه اى در نظر بگيرد. به عنوان مثال اگر بين تولد آنها ده روز فاصله شود و خون تا بيست روز ادامه داشته باشد، نفاس اين زن بيست روز است (ده روز براى تولد بچه اول و ده روز براى بچه دوم).[189]

آيه اللّه  مكارم: قرار دادن نفاس جداگانه براى هر يك صحيح نمى باشد؛ بلكه خون ده روز اول، خون نفاس محسوب مى شود و در بيشتر از آن،  بنا بر احتياط واجب بايد احتياط كند؛ يعنى، آنچه را كه بر حائض حرام است، ترك كند و كارهاى مستحاضه را به جا آورد. و اگر (به عنوان مثال) بين تولد آنها ده روز فاصله شود و خون تا هفده روز ادامه داشته باشد، نفاس اين زن هفده روز است.[190]

 

پاكى زمان زايمان

پرسش 226 . اگر زن بعد از زايمان خون نبيند، تكليف چيست؟

همه مراجع: اگر تا روز دهم خون نبيند، اين زن خون نفاس ندارد و بايد در اين ايام، عبادت هاى خود را به جا آورد.[191]

 

خون زمان سقط

پرسش 227 . خانمى كه بچه اش را كورتاژ كرده خونى كه مشاهده مى كند، چه خونى است؟ آيا خون نفاس است؟

آيات عظام امام، خامنه اى، صافى، فاضل و نورى: اگر خون بسته اى بعد از سقط از رحم خارج شود و بداند كه اگر در رحم مى ماند، انسان مى شد خونى كه تا ده روز مى بيند خون نفاس محسوب مى شود و بايد به احكام آن عمل كند.[192]

آيه اللّه  بهجت: اگر خون بسته اى بعد از سقط از رحم خارج شود و بداند كه اگر در رحم مى ماند، انسان مى شد خونى كه تا ده روز مى بيند بنا بر احتياط واجب خون نفاس محسوب مى شود و بايد به احكام آن عمل كند[193].

آيات عظام تبريزى و وحيد: خونى كه بعد از سقط از رحم خارج مى شود، اگر زاييدن صدق كند تا ده روز، خون نفاس محسوب مى شود و بايد به احكام آن عمل كند.[194]

آيه اللّه  سيستانى: اگر خونى كه بعداز سقط از رحم خارج مى شود، از حالت علقه (خون بسته) و مُضغه (قطعه گوشت) بگذرد، چنانچه تا ده روز ببيند، خون نفسا محسوب مى شود و بايد به احكام آن عمل كند.[195]

آيه اللّه  مكارم: در خون نفاس احتياط واجب اين است كه خلقت بچه تمام باشد، بنابراين اگر خون بسته اى بعد از سقط از رحم خارج شود و بداند كه اگر در رحم مى ماند انسان مى شد، بايد ميان اعمال زنى كه از خون پاك است و كارهايى كه حائض ترك مى كند، جمع كند.[196]

تبصره . براى حكم به نفاس بودن اين خون، لازم است سقط به گونه اى باشد كه اگر در رحم مى ماند، انسان مى شد؛ مانند اينكه به حد مضغه يا علقه رسيده بود. اما اگر در حد نطفه بوده و زن شك داشته است كه اگر رحم مى ماند انسان مى شد، حكم به نفاس نمى شود.

 

طهر در نفاس

پرسش 228 . اگر زن بعد از زايمان سر چهار روز پاك شود و غسل كند، سپس دوباره خون ببيند، تكليفش چيست؟

آيات عظام امام، بهجت، تبريزى، خامنه اى، فاضل و نورى: اگر همه خون هايى كه ديده با روزهايى كه در وسط پاك شده، روى هم ده روز يا كمتر از آن باشد، همه آنها نفاس محسوب مى شود؛ حتى روزهايى كه در وسط پاك شده است. بنابر اين اگر در روزهايى كه پاك شده، روزه گرفته است، بايد آنها را قضا كند؛ ولى نماز قضا ندارد.[197]

آيات عظام سيستانى و صافى: اگر همه خون هايى كه ديده با روزهايى كه در وسط پاك شده، روى هم ده روز يا كمتر از آن باشد، بنابر احتياط واجب روزهايى كه خون ديده نفاس قرار دهد و در روزهايى كه پاك شده، آنچه را كه بر نفساء حرام است ترك كند و عبادت هاى خود را به جا آورد. بنابر اين اگر در روزهايى كه پاك شده، روزه گرفته است، بايد آنها را قضا كند؛ ولى نماز قضا ندارد.[198]

آيه اللّه  مكارم: اگر همه خون هايى كه ديده روى هم ده روز يا كمتر از آن باشد، همه آنها نفاس محسوب مى شود و روزهايى كه در وسط پاك شده، نفاس محسوب نمى شود. بنابر اين اگر در روزهايى كه پاك شده روزه گرفته، صحيح است و لازم نيست قضا كند.[199]

آيه اللّه  وحيد: اگر همه خون هايى كه ديده، با روزهايى كه در وسط پاك شده، روى هم ده روز يا كمتر از آن باشد، همه آنها نفاس محسوب مى شود و روزهايى كه در وسط پاك شده است ـ اگر در ايام عادت باشد ـ آن هم نفاس شمرده مى شود. در غير اين صورت بايد احتياط كند؛ يعنى، آنچه را كه بر نفساء حرام است، ترك كند و عبادت هاى خود را هم به جا آورد. بنابر اين اگر در روزهايى كه  پاك شده، روزه گرفته است، بايد آنها را قضا كند؛ ولى نماز قضا ندارد.[200]

 

خونريزى متوالى در زايمان

پرسش 229 . خانمى كه عادت ماهانه (عدديه) دارد؛ اكنون به علت زايمان تا يك ماه يا بيشتر خون مى بيند، تكليف عباداتش چه مى شود؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، سيستانى، فاضل و نورى: بايد به اندازه روزهاى عادتش نفاس قرار دهد و بعد از آن تا ده روز، به احكام استحاضه عمل كند (هر چند اين ده روز در ايام عادتش باشد) بعد از گذشتن ده روز اگر خونى كه مى بيند در ايام عادتش باشد، خون حيض است و در غير اين صورت استحاضه است (هر چند نشانه هاى حيض را نيز داشته باشد).[201]

آيات عظام تبريزى و وحيد: بايد به اندازه روزهاى عادتش نفاس قرار دهد و بعد از آن تا ده روز به احكام استحاضه عمل كند (هر چند اين ده روز در ايام عادتش باشد) و بعد از گذشتن ده روز اگر خونى كه مى بيند در ايام عادتش باشد، يا نشانه هاى حيض را داشته باشد، خون حيض است و در غير اين صورت استحاضه است.[202]

آيه اللّه  صافى: بايد به اندازه روزهاى عادتش نفاس قرار دهد و بعد از آن تا ده روز به احكام استحاضه عمل كند (هر چند اين ده روز در ايام  عادتش باشد) و بعد از گذشتن ده روز اگر خونى كه مى بيند در ايام عادتش باشد يا نشانه هاى حيض را داشته باشد، خون حيض است. در غير اين صورت تا هنگامى كه ممكن است آن خون حيض باشد، بنابر احتياط بايد آنچه را كه بر حائض حرام است، ترك كند و كارهاى مستحاضه را انجام دهد.[203]

آيه اللّه  مكارم: اگر عادت او در حيض كمتر از ده روز است، اگر بيشتر از روزهاى عادتش خون نفاس ببيند بايد به اندازه روزهاى عادت خود نفاس قرار دهد و بعد از آن، تا روز دهم بنا بر احتياط واجب ترك عبادت كند، اگر خون از ده روز گذشت، فقط به اندازه روزهاى عادتش نفاس است و بقيه استحاضه و عباداتى را كه در اين چند روز ترك كرده، بايد قضا كند.[204]

 تبصره 1 . به عنوان مثال زنى كه عادت ماهانه اش از بيستم هر ماه تا بيست و ششم است، اگر روز هشتم ماه زاييد و تا يك ماه يا بيشتر، به طور متوالى خون ديد تا روز چهاردهم نفاس است و بعد از آن تا روز بيست و چهارم استحاضه و بعد از آن طبق فتواى مرجع تقليدش عمل كند.

تبصره 2 . آيه اللّه  سيستانى در مسئله ياد شده فروعاتى دارند براى آگاهى از آن به آدرس پاورقى مراجعه شود.

 

زايمان و عادت ماهانه

پرسش 230 . اگر زن زائو بيش از روزهاى عادتش و كمتر از ده روز خون ببنيد، تكليفش چيست؟

همه مراجع: اگر خون كمتر از ده روز قطع شود، تمام آن نفاس محسوب مى شود.[205]

پرسش 231 . خانمى است كه عادت ماهانه ثابتى ندارد بعد از زايمان به طور پى در پى تا يك ماه يا بيشتر خون مى بيند، تكليفش چيست؟

همه مراجع: ده روز اول خون نفاس و ده روز دوم استحاضه است و خونى كه بعد از آن مى بيند، اگر نشانه هاى خون حيض را دارد، حيض است وگرنه استحاضه محسوب مى شود.[206]

تبصره . اگر اين خانم بعد از ده روز نخست، خونى كه مى بيند يكسان باشد و تا يك ماه يا بيشتر به اين حالت ادامه دارد، حكم تفاوت پيدا مى كند. در اين صورت بايد در هرماه مانند عادت خويشان خود عمل كند يا بايد عددخاصى را اختيار كند. فتواى مراجع تقليد در اين زمينه مختلف است كه در جاى خود بيان شده است.

 

كيسه جنين

پرسش 232 . آيا آبى كه در اثر پاره شدن كيسه جنين قبل از زايمان خارج مى شود، نجس است؟

همه مراجع: خير، پاك است [مگر آنكه همراه آن خون بيرون بيايد].[207]

 

غسل روز هيجدهم

پرسش 233 . اين جانب بعد از زايمان و گذشت ايام نفاس، غسل نفاس به جا  آوردم و بعد از آن تا يك ماه خون استحاضه ديدم، آيا لازم بوده كه من روز هيجدهم غسل مى كردم؟

همه مراجع: خير، روز هيجدهم غسل ندارد؛ ولى اين سخن صحت دارد كه اگر زن بيش از ده روز خون ديد، براى كسى كه عادت دارد بهتر است از روز بعد از عادت و براى كسى كه عادت ندارد بعد از روز دهم تا روز هيجدهم زايمان، به احكام استحاضه عمل كند و كارهايى را كه بر حائض حرام است، ترك نمايد.[208]

 

غسل چله

پرسش 234 . آيا زنى كه تازه زايمان كرده، بايد روز چهلم، غسل (چله) انجام دهد؟

همه مراجع: خير، اين سخن هيچ اعتبارى ندارد.[209]

تبصره . شستن بچه در صورتى كه براى او ضرر نداشته باشد، مستحب است؛ ولى غسل ندارد.

 

تداخل عادت و نفاس

پرسش 235 . اگر زن در ايام عادت زايمان كند، خونى كه از او بيرون مى آيد حكم نفاس را دارد يا حيض؟

همه مراجع: حكم نفاس را دارد.[210]

 

پرسش 236 . زنى كه عادت ماهانه دارد، اگر خون نفاس او از ده روز بگذرد،  تكليفش چيست؟

همه مراجع: بايد به اندازه روزهاى عادتش نفاس و بقيه [حداقل تا ده روز پس از آن] را استحاضه قرار دهد.[211]

 

خون سزارين

پرسش 237 . خانم هايى كه زايمانشان به صورت عمل سزارين است، خونى كه از مجراى طبيعى خارج مى شود خون نفاس است؟

همه مراجع (به جز تبريزى): آرى، [اگر خون زخم و جراحت نباشد] خون نفاس است و بايد به احكام نفاس عمل كنند.[212]

آيه اللّه  تبريزى: خير، خون نفاس نيست و اگر صفات حيض را داشته يا در ايام عادت بوده، بايد به احكام حيض عمل كنند.[213]

 

خون بيش از ده روز

پرسش 238 . اگر زن بعد از زايمان تا بيش از ده روز خون ببيند، تكليفش چيست؟

همه مراجع (به جز تبريزى): اگر از زنانى است كه عادت ماهانه دارد، بايد به اندازه عادتش نفاس و بقيه را استحاضه قرار دهد. اگر عادت ماهانه ندارد، تا ده روز نفاس و بقيه استحاضه محسوب مى شود.[214]

آيه اللّه  تبريزى: اگر از زنانى است كه عادت ماهانه دارد، بايد به اندازه  عادتش نفاس و بقيه را استحاضه قرار دهد. اگر عادت ماهانه ندارد، به اندازه عادت خويشان خود نفاس قرار دهد و بقيه را تا ده روز احتياط كند.[215]

 

تماس بدن با جنين

پرسش 239 . آيا براى دست زدن به جنين سقط شده، غسل واجب مى شود؟

همه مراجع: اگر چهار ماه او تمام شده (و روح در بدنش دميده شده) است، غسل مس ميت واجب مى شود.[216]

 

غسل جنين سقط شده

پرسش 240 . مادرانى كه بچه شان مرده به دنيا مى آيد، آيا بايد غسل مس ميت به جا آورند؟

همه مراجع (به جز سيستانى): اگر چهار ماه او تمام شده [و بدنش سرد شده باشد] و با بدن مادر تماس پيدا كرده است، بر مادر غسل مس ميت واجب مى شود.[217]

آيه اللّه  سيستانى: اگر چهار ماه او تمام شده و با بدن مادر تماس پيدا كرده است، بر مادر غسل مس ميت واجب مى شود بلكه اگر ظاهر بدن او را هم مس نكند، بنا بر احتياط واجب بايد غسل مس ميت كند.[218]

 

پيشگيرى با دارو

پرسش 241 . آيا زن مى تواند با استفاده از دارو يا آمپول، از باردار شدن  جلوگيرى كند؟ اگر شوهر اجازه ندهد، چه حكمى دارد؟

آيات عظام امام، بهجت، خامنه اى، نورى و مكارم: اگر زيان مهمى نداشته باشد و شوهر راضى باشد، اشكال ندارد.[219]

آيات عظام تبريزى، وحيد، فاضل و سيستانى: اگر زيان مهمى نداشته باشد، اشكال ندارد؛ هر چند شوهر راضى نباشد.[220]

آيه اللّه  صافى: اگر زيان مهمى نداشته باشد و بنا بر احتياط واجب شوهر راضى باشد، اشكال ندارد.[221]

 

پيشگيرى با عمل جراحى

پرسش 242 . آيا به جهت كنترل جمعيت، زن و مرد مى توانند با استفاده از عمل جراحى كارى كنند كه ديگر نتوانند فرزندى بياورند؟

همه مراجع (به جز تبريزى، خامنه اى و سيستانى): خير، اين كار جايز نيست.[222]

آيه اللّه  تبريزى: اگر اين كار باعث زيان جدى (مانند قطع عضو) شود و يا نگاه و لمس حرام را به دنبال داشته باشد، حرام است و در غير اين صورت، بنا بر احتياط واجب جايز نيست.[223]

آيه اللّه  سيستانى: اگر اين كار باعث زيان جدى (مانند قطع) عضو نشود و نگاه و  لمس حرام را به دنبال نداشته باشد، اشكال ندارد.[224]

آيه اللّه  خامنه اى: اگر اين كار به انگيزه [و] غرض عقلايى انجام گيرد و باعث زيان جدى (مانند قطع عضو) نشود و نگاه و لمس حرام را نيز به دنبال نداشته باشد، اشكال ندارد.[225]

 

عقيم دائمى و موقت

پرسش 243 . جايى كه باردارى ضرر و خطر جانى زن را به همراه داشته باشد، آيا جايز است با استفاده از دستگاه او را عقيم كرد؟

همه مراجع (به جز خامنه اى و سيستانى): اگر راهى، جز نازايى دائمى نباشد، اشكال ندارد.[226]

آيات عظام خامنه اى و سيستانى: در فرض ياد شده، اشكال ندارد.[227]

 

پرسش 244 . آيا جايز است به جهت كنترل جمعيت، با استفاده از دستگاه به طور موقت از باردارى جلوگيرى كرد؟

همه مراجع: اگر زيان مهمى نرساند و باعث نگاه و لمس حرام نشود، اشكال ندارد.[228]

 

پرسش 245 . در مواردى كه حاصل حاملگى، به وجود آمدن جنين داراى نقص يا بيمارى ژنتيكى است، آيا مى توان زن يا مرد را عقيم كرد؟

آيات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل، نورى، وحيد: خير، عقيم كردن جايز نيست.[229]

آيه اللّه  تبريزى: اگر اين كار باعث زيان جدى (مانند قطع عضو) شود و يا نگاه و لمس حرام را به دنبال داشته باشد، حرام است و در غير اين صورت، بنا بر احتياط واجب جايز نيست.[230]

آيات عظام سيستانى و مكارم: در فرض ياد شده، عقيم كردن اشكال ندارد.[231]

آيه اللّه  خامنه اى: اگر اين كار به انگيزه [و ]غرض عقلايى انجام گيرد و زيان جدى (مانند قطع عضو) نيز در بر نداشته باشد و باعث نگاه يا لمس حرام نشود، اشكال ندارد.[232]

 

سقط جنين

پرسش 246 . آيا سقط جنين در ماه هاى اول حاملگى، اشكال شرعى دارد؟

همه مراجع: آرى، سقط جنين پس از انعقاد نطفه در هر ماهى كه باشد، جايز نيست.[233]

 

پرسش 247 . اگر سقط جنين با رضايت كامل پدر و مادر توسط پزشك انجام گيرد، ديه آن به عهده كيست؟

همه مراجع: ديه سقط جنين بر عهده قاتل مباشر است و چون اين عمل به وسيله پزشك انجام شده، بر پدر و مادر تكليفى نيست؛ بلكه او ضامن است و اين ديه به پدر و مادر پرداخت مى شود. البته مى توانند از حق خود بگذرند و از او چيزى دريافت نكنند. در هر حال بايد از كار خود توبه كنند.[234]

 

جنين نامشروع

پرسش 248 . سقط جنين نامشروع، چه حكمى دارد؟

همه مراجع: جايز نيست.[235]

 

جنين ناقص

پرسش 249 . سقط كردن جنينى كه ناقص الخلقه به دنيا مى آيد، چه حكمى دارد؟

همه مراجع (به جز فاضل و مكارم): ناقص بودن بچه مجوز شرعى براى سقط جنين محسوب نمى شود.[236]

آيه اللّه  مكارم: اگر در مراحل ابتدايى جنين باشد و به صورت انسان كامل در نيامده (هنوز روح در آن دميده نشده باشد) و تولد ناقص آن باعث مشقت و حرج شديد براى پدر و مادرش گردد اشكال ندارد و بنابر احتياط ديه را هم بايد بدهند[237].

آيه اللّه  فاضل: سقط آن جايز نيست مگر در موارد ضرورت.[238]

 

جنين مرده

پرسش 250 . اگر با آزمايش هاى تخصصى يقين پيدا شود؛ كه جنين بعد از تولد و يا در ماه هاى آخر از دنيا مى رود؛ آيا سقط آن جايز است؟

همه مراجع: خير، جايز نيست.[239]

 

حمل مادر در خطر

پرسش 251 . سقط جنين براى مادرى كه در معرض مرگ است و شايد با اين كار بهبود يابد، چه حكمى دارد؟

آيات عظام بهجت، سيستانى، خامنه اى، فاضل، مكارم و نورى: اگر طبق تشخيص دكتر متخصص و مورد اطمينان، بقاى حمل براى مادرش خطر جانى داشته باشد  چنانچه روح در او دميده نشده سقط آن اشكال ندارد[240].

آيات عظام تبريزى و نورى: اگر مادر از هر راهى (هر چند از گفته پزشك) اطمينان يا خوف داشته باشد كه اين بچه موجب مرگ او مى شود چنانچه روح در او دميده نشده ميتواند با خوردن دارو و مانند سقط نمايد ولى بر غير مادر سقط جايز نيست.[241]

 

ديه سقط جنين

پرسش 252 . ديه سقط جنين چه مقدار است؟

همه مراجع: ديه براى نطفه، 20 مثقال شرعى طلاى سكه دار؛ براى علقه (خون بسته شده) 40 مثقال و براى مضغه (پاره گوشت) 60 مثقال است. اگر استخوان داشته و بدون گوشت باشد، 80 مثقال و اگر گوشت آن را پوشانده و خلقت كامل شده باشد، 100 مثقال است. اگر روح در آن دميده شده؛ چنانچه پسر باشد، 1000 مثقال اگر دختر باشد، 500 مثقال شرعى طلاى سكه دار ديه دارد.

گفتنى است روح در حدود چهار ماهگى، در جنين دميده مى شود.[242]

 

پرسش 253 . ديه جنينى كه به وسيله پزشك سقط مى شود، بر عهده كيست؟  وظيفه پدر و مادرى كه اقدام به چنين كارى كرده اند، چيست؟

همه مراجع: ديه سقط جنين بر عهده قاتل مباشر است و چون اين عمل به وسيله پزشك انجام شده، بر پدر و مادر تكليفى نيست؛ بلكه او ضامن است و اين ديه به پدر و مادر پرداخت مى شود. البته مى توانند از حق خود بگذرند و از او چيزى دريافت نكنند. در هر حال بايد از كار خود توبه كنند.[243]

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

[179]. لسان العرب، ماده نفس.

 

[180]. توضيح المسائل مراجع، م 508 و العروة الوثقى، ج 1، النفاس.

 

[181]. توضيح المسائل مراجع، م 513 و وحيد، منهاج الصالحين، فصل فى النفاس، م 257 و توضيح المسائل، م 517 و تبريزى و سيستانى، منهاج الصالحين، فصل فى النفاس، م 257 دفتر: خامنه اى.

 

[182]. العروة الوثقى، ج 1، احكام النفاس، م 10.

 

[183]. توضيح المسائل مراجع، م 511 و وحيد، توضيح المسائل، م 517 و دفتر: خامنه اى.

 

[184]. توضيح المسائل مراجع، م 515 و وحيد، توضيح المسائل، م 521 و دفتر: خامنه اى.

 

[185]. توضيح المسائل، م 515.

 

[186]. توضيح المسائل، م 490.

 

[187]. العروة الوثقى، ج 1، احكام النفاس، م 2.

 

[188]. العروه الوثقى، ج 1، احكام انفاس.

 

[189]. امام، سيستانى، فاضل و نورى، تعليقات على العروة، ج 1، م النفاس، م 6 و دفتر: بهجت، خامنه اى و صافى و وحيد.

 

[190]. تعليقات على العروة، ج 1، النفاس، م 6.

 

[191]. العروة الوثقى، ج 1، احكام النفاس، م 1.

 

[192]. توضيح المسائل مراجع، م 510 و خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 223.

 

[193]. توضيح المسائل مراجع، م 510.

 

[194]. تبريزى و سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 510 و وحيد، توضيح المسائل، م 516

 

[195]. توضيح المسائل مراجع، م 510.

 

[196]. توضيح المسائل مراجع، م 510

 

[197]. توضيح المسائل مراجع، م 515 و دفتر: خامنه اى.

 

[198]. توضيح المسائل مراجع، م 515.

 

[199]. توضيح المسائل مراجع، م 515.

 

[200]. وحيد، توضيح المسائل، م 521.

 

[201]. توضيح المسائل مراجع، م 519 و بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 313 و سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م 519 و منهاج الصالحين، ج 1، م 257 و دفتر: خامنه اى.

 

[202]. توضيح المسائل مراجع، م 519 و وحيد، توضيح المسائل، م 525.

 

[203]. توضيح المسائل مراجع، م 519.

 

[204]. توضيح المسائل، م 493.

 

[205]. العروة الوثقى، ج 1، فصل فى النفاس، م 2

 

[206]. همه مراجع، توضيح المسائل مراجع، م 520 و بهجت، وسيلة النجاة، ج 1، م 313 و سيستانى، تبريزى و وحيد، منهاج الصالحين، ج 1، م 257 و 258 و امام، سيستانى، فاضل، مكارم و نورى، تعليقات على العروه، احكام النفاس، م 7 و دفتر: خامنه اى.

 

[207]. فاضل، جامع المسائل، ج 1 س 75 و دفتر: همه مراجع.

 

[208]. توضيح المسائل مراجع، م 517 و وحيد، توضيح المسائل، م 523 و مكارم، تعليقات على العروه، احكام النفاس، م 1 دفتر: خامنه اى.

 

[209]. دفتر: همه مراجع.

 

[210]. توضيح المسائل مراجع، م 517 و العروه الوثقى، ج 1، النفاس، م 4.

 

[211]. توضيح المسائل مراجع، م 517

 

[212]. بهجت، استفتائات، ج 1، س 1101، فاضل، استفتائات، ج 1، س 170 و 178 و سيستانى، سايت، نفاس و دفتر: امام، خامنه اى، صافى، مكارم وحيد.

 

[213]. تبريزى، استفتائات، س 266

 

[214]. توضيح المسائل مراجع، م 517 و وحيد، توضيح المسائل، م 523 و دفتر: خامنه اى.

 

[215]. تبريزى، توضيح المسائل مراجع،م 517.

 

[216]. توضيح المسائل مراجع، م 524 و  وحيد، توضيح المسائل، م 530

 

[217]. توضيح المسائل مراجع، م 524 و  وحيد، توضيح المسائل، م 530

 

[218]. توضيح المسائل، م 530.

 

[219]. خامنه اى، استفتائات، س 1353 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 1765 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 11 ؛ امام، استفتائات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 5 و 7 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 958 و 960.

 

[220]. سيستانى، توضيح المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 70 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1751 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1378 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 2، م 1378.

[221]. صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1405.

[222]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 1515 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 174 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1406 و 1401 ؛ بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، م 11 ؛ امام، استفتائات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 6 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س 961 ؛ دفتر: وحيد.

 

[223]. تبريزى، استفتائات، س 2090 و صراط النجاة، ج 9، س 914 و 915.

 

[224]. سيستانى، توضيح المسائل، كنترل جمعيت، م 72.

 

[225]. خامنه اى، اجوبه، س 1255 و 1256.

 

[226]. امام، استفتائات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 21 ؛ بهجت، احكام پزشكى، ص 38 تا 41 ؛ تبريزى، استفتائات، س 2091 ؛ مكارم، استفتائات، ج 2، س 1777 و 1776 و ج 1، س 1519 ؛ دفتر: نورى، وحيد، فاضل و صافى.

 

[227]. سيستانى، توضيح المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 72 و خامنه اى، اجوبه، س 1256.

 

[228]. بهجت، توضيح المسائل، متفرقه، 11 و احكام پزشكى، ص 41 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1516 و 1525 ؛ امام، استفتائات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 9 ؛ خامنه اى، اجوبه، س 1256 ؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1402 ؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 71 ؛ تبريزى، صراط النجاة، ج 9، س 912 و 915 و دفتر: فاضل، وحيد و نورى.

 

[229]. امام، استفتائات، ج 3، جلوگيرى از باردارى، س 22 ؛ بهجت، احكام پزشكى، ص 40 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س 961 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 1320 و دفتر: صافى و وحيد.

 

[230]. تبريزى، صراط النجاة، ج 5، س 995 و ج 9، س 914 و 915.

 

[231]. سيستانى، توضيح المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 72 ؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1519.

 

[232]. خامنه اى، اجوبه، س 1254 و 1256.

 

[233]. بهجت، استفتائات پزشكى، سقط جنين، ص 43؛ خامنه اى، اجوبه، س 1263؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س1498؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1752؛ صافى، جامع الاحكام، ج 1، س 1408؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 876؛ تبريزى، استفتائات، س 2099؛ امام، استفتائات، ج 3، سقط جنين، س 12؛ دفتر وحيد.

 

[234]. دفتر: همه مراجع.

 

[235]. خامنه اى، اجوبه، س 1266؛ بهجت، استفتائات پزشكى، سقط جنين، ص 42؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1498؛ سيستانى، سايت، سقط و دفتر: همه مراجع.

 

[236]. خامنه اى، اجوبه، س 1261؛ سيستانى، سايت، سقط جنين؛ بهجت، استفتائات پزشكى، سقط جنين، ص43؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1410؛ دفتر: تبريزى، وحيد و نورى.

 

[237]. مكارم، استفتائات، ج 1، س 1487

 

[238]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1771

 

[239]. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1756؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 878؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1500؛ بهجت، استفتائات پزشكى، سقط جنين، ص 44؛ صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1410 و دفتر: امام، سيستانى، وحيد، تبريزى و خامنه اى.

 

[240]. خامنه اى، اجوبه، س 1261؛ سيستانى، توضيح المسائل، احكام كنترل جمعيت، م 73؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1754؛ مكارم، استفتائات، ج 1، س 1488؛ بهجت، استفتائات پزشكى، سقط جنين، ص 43؛ دفتر: نورى.

 

[241]. نورى، استفتائات، ج 2، س 881؛ تبريزى، استفتائات، س 2097 و 2098 و 2099

 

[242]. وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 379؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1946؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، دية الجنين و دفتر: همه مراجع.

 

[243]. دفتر: همه مراجع.